الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
106
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
در حالى كه سكرات موت را پشت سر مىگذاشت ، مردم دور او جمع شده و مىگفتند : اى پسر حاطب بشارت باد تو را به بهشت ! پدر او ، حاطب كه شخصى منافق بود ، در آن هنگام نفاق خود را آشكار كرد و گفت : به چه چيزى او را بشارت مىدهيد ؟ به بهشتى از بوتههاى اسفند در اطراف قبرش ؟ ! به خدا قسم كه اين جوان را گول زديد ! « 1 » ( 1 ) واقدى مىگويد : پس از آن كه قومش او را به منزل بردند ، پدرش ديد كه اهل خانه در كنار وى گريه مىكنند و او كه اسلام را قبول نداشت ، به آنها گفت : به خدا قسم كه شما چنين بلايى بر سر او آورديد ! گفتند : چگونه ؟ گفت : او را اغوا كرديد تا اين كه با شما آمد و خود را به كشتن داد و حال به او وعده مىدهيد كه به بهشت مىرود ؟ ! ( آرى ) به بهشتى از بتهء اسفند كه دور قبرش مىرويد ! . « 2 » مىگويد : گفته مىشود كه عبد الله بن عبد الله بن أبيّ در حالى كه زخمى شده بود ، از احد بازگشت و با داغ كردن زخمها آنها را درمان مىكرد و پدرش كه اين وضع را ديد ؛ گفت : خارج شدن تو براى جنگ كار عاقلانهاى نبود ! محمّد حرف مرا نشنيد و از عدهاى جوان پيروى كرد و به خدا قسم كه من چنين وضعى را پيشبينى مىكردم ! و پسرش مىگفت : خداوند براى رسول خودش و مسلمانان خير و نيكى خواسته است . « 3 » مىگويد : گفته مىشود كه : ابو سلمة بن عبد الاسد ( همسر ام سلمه ) در احد زخمى شد و در اثر همين زخم يك سال بعد به شهادت رسيد . « 4 » ( 2 ) غزوهء حمراء الأسد « 5 » طبرسى در إعلام الورى از كتاب أبان بن عثمان احمر بجلى كوفى نقل مىكند كه ابو سفيان با مشركان حركت كرد تا به الرّوحاء « 6 » رسيدند و در آن توقف كردند . در اين حال او تلاش مىكرد كه برگردند و بقيهء مسلمانان را به قتل برسانند و براى همين مىگفت : ما بزرگانشان را به قتل رساندهايم و اگر برگرديم مىتوانيم كه بقيه را هم نابود كنيم . « 7 »
--> ( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 93 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 263 . ( 3 ) . همان ، ص 317 . ( 4 ) . همان ، ص 300 . ( 5 ) . حمراء الأسد در هشت مايلى مدينه در راه مكه قرار دارد . ( مجمع البيان ، ج 2 ، ص 886 ) ( 6 ) . الرّوحاء : در چهل مايلى مدينه به طرف مكه قرار داشت و مال عدى بن حاتم طايى بود . ( 7 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 184 .